امروز از اون روزایه لج دراره لعنتی بود
حالم خوب نیست نه روحی! نه جسمی
سرماخوردگی لعنتی مخلوط شده با یه حسه گنده آدم گریزی دلم میخواست هیچ صدایی هیچ تصویری هیچ وجودی دورم نباشه
کاش میشد واسه چند روز خودمو تو اتاق حبس میکردم و هیچ کیو نمیدیدم!!!!! دلم تنهاییه مطلق میخواد....سکوت
از بد بودن امشب همینقدر بگم که گند زده شد تو هوا خوریم و پیاده رویم و کلا همه چیم گلدونیم ک خریدم خراب شد
خدایا باز فکرنکنی ناشکریه یه وقت قوربونت بشم ولی یه سوالی خیلی ذهنم و درگیر کرده
چرا بضیا نشسته به همه جااااا رسیدن؟!
ولی مایی که هی میدوییم به جایی نمیرسیم؟ مشکل کجاست دقیقا
خدایا میشه این روزا زود بگذره من حوصله ی خودمم ندارم چه برسه روزای گند پاییز(هرچند کلی منتظرش بودم)
کاش میشد در ذهنمو ببندم خیلی داره فعالیت میکنه تازگیا همش منو اذیت میکنه دو دقیقه خفه شو فعالیت نکن نظر نده!!!!!
ساجده خسته است شایدم باتریم تموم شده هرچی هس رو مود نیستم چند وخته!!!!!
من از حالم به این مردم..دروغای بدی میگم!...
ما را در سایت من از حالم به این مردم..دروغای بدی میگم! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 135