اخرین نوشته ی اینجا دقیقن واسه شهریوره پارساله.
از پارسال تاالان هزارتا اتفاق افتاده ، هزارتا بالا پایین .
خیلیاشو یاد نمیااد حتی .
ولی خیلیاشم خیلی خوب یادمه . تو مسیر افتادنا . نشدنا. ادمایی ک از زندگیم کنار گزاشتمشون . ادمایی ک منو از زندگیشون گزاشتن کنار. چیرایی که براشون دویییدم و بهشون رسیدم و الان دوباره دنبال چیزای دیگه میدوعم.
الان؟ یه بعدازظهرِ کسل کننده ی سیاهه. ناامیدی همه جارو گرفته و شک دارم ب این زودیا دلِ ادما از سیاهیا رها شه
دایان گوش میدم و ب این فکر میکنم کاش مهمونِ بعدازظهرم به هربهانه ای قرارِ به دیدنم اومدن رو کنسل کنه و بزاره همینجوری نامرتب و دل گرفته روی تختم ولو شم و اهنگ گوش کنم و هیجکاری نکنم.....
احتیاج دارم هیجکاری نکنم .
من از حالم به این مردم..دروغای بدی میگم!...ما را در سایت من از حالم به این مردم..دروغای بدی میگم! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 69