از بدی و تلخی و سردیه این روزا همونقدر بگم ک دلم برای تک تکه حادثه زده های پلاسکو گرفت و تنگ شد و دلگیر شد هرچند هنوز خبر درست و دقیقی از آمار مصدوما و کشته شده ها بدست نیومده ولی امیدوارم خدا به همشون کمک کنه..... به خانواده هایه چشم انتظارشون.....چقدر دی تلخ گذشت چقدر سخت گذشت سردیشو گذاشت به تنه هممون!!!!!
+ دانشگاه روزای سختشو بهم نشون داد و اولین درسمو با نمره ی هفت افتادم.....گرچه بی عدالتی شده و مطمئنم ورقه ام در حد 7 نبوده ولی امیدوارم اعتراض زدنم نتیجه بده و حداقل نمره امو تغییر بده.....نمیدونم چرا نمیفتم رو روال همه میگن خاصیته ترم یکه و من بد انتخاب واحد کردمو فلان و فلان.....ولی این یک ماه اونقد ب تنم خستگی گذاشته که حس میکنم یه مدت باید برم تو کما اصلا بیدار نشم.....ب شخصه نمیدونستم حقوق انقد پیچیده و پر ماجراست....قدر وکلا رو بدونیم نگیم پولشون دزدیه و از سفسطه بدست میاد پشتشون صفحه نداریم.....بالاخره اوناهم دوره ی سختیشو گذروندن!!!!!!
+ درگیر ی مسئله ی احساسی شدم ک اصلا دلم نمیخاد ادامه پیدا کنه اصلا دلم نمیخاد فعلا جز درس ب چیزی فکرکنم ولی مثله اینکه متهم شدم ب ادمه بی احساس و سنگ دلی ک فقط دل میشکونم.....سردرگمم نه دلم میخاد کسیو ناراحت کنم نه اینکه الکی دلگرمش کنم این قضیه فهموندنش انقدررر سخت شده ب طرف مقابل که تبدیل شده ب ی معضل بزرگ که ارامشمو گرفته!!!!
+ خدایا؟ میشه یکم سر و آسمون بدی بهم؟ باز دارم ضعیف میشما
فکرکنم ی ذره دیگه فشار بیاد روم دوباره همه چیز بریزه خدایا کمکم کن ارومم کن صبورم کن فقط نگاهم کن دوسم داشته باش
دوست دارم....
ما را در سایت من از حالم به این مردم..دروغای بدی میگم! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144